بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

مقدمهء مصحح 79

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

صادق عليه السّلام كه خطاب بميسر نموده فرموده‌اند اشعارى به اين معنى شده كه ترجمهء كلام حقيقت انتظامش اينست كه : اى ميسر دعا كن و مگو كه امر فارغ و پرداخته شده از دعا بدرستى كه نزد خداى تعالى مرتبتى و منزلتى هست كه رسيده نميشود به آن مگر بدعا و مسئلت ، و اگر بنده دهان خود را ببندد و سؤال نكند داده نشود به او چيزى پس سؤال كن تا داده شود ، اى ميسر درى نيست كه زده شود مگر آن كه گشوده گردد بر روى صاحب او ، چنانچه گفته‌اند : من طلب شيئا و جدّ وجد « 1 » و من قرع بابا و لجّ ولج « 2 » و اين عبارت را [ الحمد للَّه رضى به حكم اللَّه ] چنين شرح كرده : يعنى سپاس و ستايش مر خداى را كه راضى و خشنودم رضايى شديد به حكم خداى تعالى و ببايد دانست كه « رضى » عبارتست از خشنودى بنده از خداوندگار به اين معنى كه هر اثر و حكمى كه از او صادر شود بنده آن را مستحسن شمرد و از اينجاست كه ارباب عرفان گفته‌اند كه « رضا » از لوازم محبت است چه محبت مقتضى آنست كه هر اثر كه از محبوب صادر شود محب آن را مستحسن شمرد چنانچه گفته‌اند : ناخوش او خوش بود بر جان من * جان فداى يار دل رنجان من روايت نموده‌اند كه جابر بن عبد اللَّه انصارى كه يكى از كبار صحابه بود در آخر عمر بضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود حضرت امام محمد باقر عليه السّلام بعيادت او رفتند و او را از حال او سؤال فرمودند جابر گفت : در حالتىام كه پيرى از جوانى و بيمارى از تندرستى و مرگ از زندگانى دوست‌تر ميدارم ، آن حضرت فرمودند كه : اگر خدا مرا پير

--> ( 1 ) - شبيه بمضمون اين عبارت است آنچه گفته‌اند : « گر گران و گر شتابنده بود * عاقبت جوينده يا بنده بود » ( 2 ) - ترجمهء اين حديث است اين بيت مولوى : « گفت پيغمبر اگر كوبى درى * عاقبت ز آن در برون آيد سرى »